یه بنده خدا بندگی خدارو کرد و رفت پیشش هادی مقنی رفیق بی ادعا با خدا پسری مودب با حیا سر به زیر و... هنوز باورش برام سخته که هادی رفته هر وقت که می خوام براش شعر بگم گریه امانم نمی ده
چند روزی که هی به وبلاگش سر می زنم تا یکی بگه که مرگ هادی شوخی بود دروغ بود ولی هر بار که می رم دلتنگ تر می شم
خدایش بیامرزد
هادی دلم تنگ است تنگ خنده هایت لبخند های گریه هایت های هایت
نا مرد نا لوتی خودت گفتی که هستی پای تمام
باز گریه نگذاشت
بروز نشدم که گله گذاری کنم هفته دفاع گذشت ولی مگه میشه ۸سال جنگ با ۲۰چندسال در به دریش رو تو یه هفته . یک ماه و.. گفت نه نمیشه
اردیبهشت بود که پیکر علی هاشمی رو آوردند تصاویری دیدم که دلم گرفت سرم ترکید از ۲۰ سال غربتش از ۲۰ سال مظلوم بودنش
سردار هور غریب شهید شد ولی غربت دیگه کافیه
از این دست آدم ها زیاد دوربر مون هست
و اما شعر تقدیم به سردار هور
صدای خسته یک مرد پشت بی سیمت
نهیب زد به تو برگرد پشت بی سیمت
تو دیده بان منی چشم های یک لشگر
نترس هی ...نشو دلسرد پشت بی سیمت
علی فقط تو گرا را بده زدن با من
بگو ...بگو که عمل کرد پشت بی سیمت
تمام پیکرتو ترکشی ست می دانم
ولی بمان همه ی درد پشت بی سیمت
تو چکه چکه دلت را به آسمان دادی
شبیه گل شده ای زرد پشت بی سیمت
.
.
.
علی علی یاور ... گوش می کنی سردار
سکوت هور کم آورد پشت بی سیمت
گرا اصطلاحی نظامی
مرتضی آقاجان زاده

